یلدا
دوش بر چاه یلدا ، ماه با پروین و زهره مجلسی بنمود پرآزین ،فارغ از باری گران بر دوش ،از نور آن پرنور،
زهره آن رامشگر افلاک ،بر طربخانه عیش مستانه می کوبید سازی با ترنم ،فارغ از فردا،که باید ساز کوبد ، ساز رزم و رزمگاه
پروین خوشه می بارید از مهر بر پیکر این خاکدان ، از برای ازدحام ، فارغ از روز هزیمت از کنار خواهران
کاش یک شب مهیا می شد این بزم و طرب ، یا که فردا سر به زیر تیرگی بنهادروز.
کاش می شد آدمی با آدمی یک دم ببود فارغ از فردای هجران در کویر لایموت
شب یلدا تولد نور بر ایرانیان مبارک باد
+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 11:32 توسط علیرضا
|