فره ایزدی
ریشه شناسی واژه
اگر بخواهیم در کتاب اوستا معادل واژه فره ایزدی (فرره)،واژه ای بیابیم ، می توان گفت که این واژه به صورت خورنه و خورننگه آمده است که درزبان پهلوی با اندکی تغییر به صورت خوره به معنی شکوه و خوشبختی یافته می شود.و در نوشته های مانوی معادل این واژه به صورت (آشناتر )دیده می شود . در دوره ساسانی به خاطر شرایط و فشار طبقانی حاکم بر جامعه ، معنی این واژه به صورت بخت تغییر معنی پیدا میکند و دیگر فره نه شامل افرادی می شود که خویشکاری های درست داشتند ، نه دست کشیدن از انجام خویشکاری های درست باعث از بین رفتن فره ایزدی میشود بلکه این فره ، همان بخت خانوادگی طبقه حاکم را شامل میشود که همیشه با آنها همرا است و هیچ عاملی نمی تواند این فره را از بین ببرد .
فره در اوستا
طبق ائین زردشت و کتاب اوستا این اهورا مزدا است که فر را خلق می نماید تا در برابر آز و خودبینی که دشمنی است برای انسان از مردمان حمایت کند و اهریمن را درهم شکند و اهورا مزدا این فر را برای ایرانیان و پیروان خود مخصوص میگرداند وزندگی در پرتو دین اهورائی ودارا بودن ملیتی ایرانی و خوی و منشی نیک را برای توسعه عدالت ، لازمه این فر میداند به طوری که در تاریخ اساطیری و تاریخی ایران کهن ، شاید دلیل اینکه حکومت های غیر یرانی نتوانستند برای مدت زیادی بر این مرز بوم تسلط داشته باشند ناشی از همین مسئله باشد که از ملیت و آئینی غیر ایرانی برخوردار بودند و در واقع آئین اوستائی با این بینش یک دیوار حفاظتی در برابر حکومت بر ایران قرار میدهد تا مردمان را از تسلط انیرانی حفظ نماید و اوستا مهمترین عناصرایجاد این فر در وجود یک ایرانی را عدالت می داند و ترویج عدالت در جامعه را عامل پایداری فر میداند و دارا بودن فر برای فرد مورد نظر به منزله برتری بر دیگران و نزدیک بودن با اهورا و جانشینی او بر مردمان است که می تواند با عدالت و راستی زندگی مردم را سرو سامان دهد .
در اوستا واژه ای است به نام فروهر (به فتح و و ه) که مفسران اوستا آن را یکی از ارکان وجود آدمی – غیر از روح است - می دانند که از خداوند می آید تا انسان را به سوی نیکی و خوشبختی هدایت کند و نهایتا بعد از مرگ به خداوند بر میگردد و عده ای واژه فر را برگرفته از همین واژه فروهر می دانند زیرا فر نیز فروغ ایزدی است که باعث خوشبختی انسان می شود با این تفاوت که این فر میتواند قبل از مرگ نیز به علت غرور و تکبر از انسان جدا شود .
فره
در اساطیر کهن ایرانی یکی از مفاهیمی که بسیار جلوه گری میکند ،واژه فره ایزدی است که به صورت های مختلف چون فره شاهی ،فره کیانی ، فره پهلوانی و فره موبدی دیده می شود و مشروعیت حاکم را در گرو آن قرارمی دهد وشخص باخویشکاری های خود می تواند به درجه از کمال برسد ودر برابر فرمانروایان محکوم به زوال، که خود نوعی بازگشت فره از آنها می باشد قیام نماید یا در میان شاهزادگان قدرت طلب بعد از وفات پادشاهی به قدرت برسد و همچنین همین فعل اوست که می تواند او را در پایداری این فره ایزدی حمایت کند و یکی از ارکان مهم آیئن پادشاهی و لازمه قدرت و فرمانروائی بر جامعه ، برخورداری از بخت واقبال و حمایت ایزد یا ایزدان مورد پرستش مردم می باشد و شاه مشروع شاهی است که دارای فروغ و موهبت ایزدی باشد و بتواند بیشتر توده های مردمی را در جهت اهداف و فرمانروائی بر جامعه با خود همرا سازد .
فره در زمان پادشاهان پیشدادی
در دوران پیشدادی که اولین دوران پادشاهی ایران میباشد و انسان توانست برای اولین بار بر تخت فرمانروائی تکه بزند ،شاید بتوان گفت تنها عنصر مشروعیت حاکم ،انتخاب او از طرف ایزد یا ایزدان می باشد و این فره مخصوص آریائیان پاک نژاد بود و بیگانگان از ادعای برخورداری چنین پشتیبانی در هراس بودند زیرا نه تنها ادعای آنها مورد قبول واقع نمی شد بلکه ممکن بود به عنوان دشمنی در لباس دوست مورد سرزنش و محاکمه قرارگیرند .و تنها غرور و خودبینی و بدی و امثال آن بود که میتوانست حاکم را از فره ایزدی محروم گرداند و موارد زیادی درتارخ کهن ایران زمین وجود دارد که صاحب فره ایزدی شدند و به علت غرور و خودبینی فره از آنها دور شد و به سرنوشت درناکی دچار گردیدند . واما اولین پادشاهی که فره به او روی آورد کیومرث بود که ابتدا در جهت دفاع از مردم خویش به شکار حیوانات وحشی چون پلنگ و شیر میرفت و در شکار حیوانات از خود شجاعت بی مانندی نشان میداد .او فردی شجاع و هوشمند بود که مورد توجه اهورامزدا قرار گرفت و مردم خود او را به عنوان حاکم خود انتخاب نمودند و او نیز دادار جهان آفرین را سوگند خورد که در حمایت از مردم خود از هیچ کوششی دریغ نورزد .و آنگاه کیومرث خداوند را اینگونه ستایش نمود و گفت : ایزد پاک را ستایش میگویم که ما را خردی ویژه عطا فرمود تا بتوانیم در آبادی سرزمین خود کوشا باشیم و دشمنان خود را خوار گردانیم و بر اهریمنان فایق و دیوان را تارو مار سازیم .بدین ترتیب او توانست طبیعت را رام و حیوانات را اهلی کند و شهرهای بسیاری را تاسیس کند تااینکه بعد ازاو حکومت به هوشنگ و جمشید رسید و این ساسله پادشاهی تا کی قباد پسر منوچهر ادامه داشت .
فره در زمان پادشاهان کیانی
در دوران کیانی بینش فره ایزدی و فره کیانی ، دارای اهمیت خاصی بود و اعتقاد و اعتما د به این فره تقویت گردید و لازمه پادشاهی را پشتیوانی ایزد از حاکمان میدانستند و پیدایش دین زردشت این بینش را برای مشروعیت بخشیدن ائین خود به سمتی علمی و دینی هدایت نمود و ان را به دین زردشت و مژده ای از سوی اهو را مزا نسبت داد به طوری که پس از مدتی کوتا پادشاهان فره خود را به تائید می رساندد و حمایت دین زردشت از پادشاهی خود را برای تکمیل و مشروعیت بخشیدن فره خود لازم می دانستند و به حمایت این دین پرداختند حتی برای این دین شمشیر نیز می زدند که داستان گشتاسب و فرزندش اسفندیار در شاهنامه و جنگ بین ارجاسب و گشتاسب به خاطر حمایت از دین زردشت به خوبی این مطلب را تائید می کند .