کاش می کردی مرا هم واردِ این بازی ات
تا ببینی من چگونه می کنم جانبازی ات
اینقدر ما را نپیچان با زبان بازی و حرف
دست بر می داشتی ای کاش از لجبازی ات
من به هر ساز تو چون رقاصه ها رقصیده ام
با چه طرفندی بگو ، باید کنم من راضی ات ؟
روسری وا کرده ای در پیش ما تو ، لااقل
دست من را رد نکن تا من کنم نانازی ات
نا خوشم از اینکه می گویی به من " کاکا " مدام
کشته ای ، بانو مرا با لهجه ء شیرازی ات
کافیه لب تر کنی تا من بسوزانم جهان
فکر کن من هم یکی از افسران نازی ات
فتح چشمت دوره می خواهد ز نوعِ عالی اش
بیش و کم باید بپوشم جامهء سربازی ات
از تو می خواهم بخوانی موسیقی های بنان
دوست دارم من صدای شورِ در شهنازی ات
دولتت ای کاش اصلاحات بعدی داشت تا
می شدم من مهره ای چون صادق خرازی ات
دل خوشم از اینکه در انظار مردم با نگاه
حفظ کردی لااقل اخلاق ظاهر سازی ات
دکتر من چشم شهرآشوب زیبای تو است
یک نگاهی کن تو با آن چشم دارو سازی ات
این غزل را با قدم هایت به پایان می برم
تا به گوش جان نشینم من طنین اندازی ات
علیرضا مردانی