من مدعی ام ولی عمل می طلبد
یک بوسه گرفتن از تو یل می طلبد
با قهوه ء تلخ بی شکر در فنجان
کندوی لبی پر از عسل می طلبد
بگشای بغل به روی من با شادی
آغوش من از تو یک بغل می طلبد
سخت است که از لبت بگوییم سخن
تشبیه و مجاز ، یا مثل می طلبد
هر بار که غنچه می کنی لبهایت
تمثیل خروس بی محل می طلبد
این خط مماس در ریاضی لبت
یک بوسه برای راه حل می طلبد
از فکر من این نمی رود بیرون هیچ
لب های تو بیش از این غزل می طلبد
اینگونه لبی که می نُمایی تو به ما
میرزا و عبید ِمبتذل می طلبد
حیف است لبت برای یک بوسه ءتک
همواره دلیل مستدل می طلبد!
این قالب امروزیِ موزون لبت
مفعول و مفاعِلُن ، فَعَل می طلبد
علیرضا مردانی