با این شرابِ موی تو در زیر روسری
قطعاً کمی تو از میِ انگور ، سرتری
پیدا نمی شود غزلی نابِ در خورت
از هر چه استعاره و تشبیه، فراتری
گیلاس بوسه های تو با طعم ترش ناب!
همواره مثل میوه ء هر فصل ، نوبری
تشبیه غنچه با دهنت کار باطلی است
حتی تو در مقایسه با آن کمی سری
بن بست کوچه با نگهت می شود بسیط
انگار از نگاه تو وا می شود دری
بگذار تا ببینم و چشمت ز ما مگیر
دل می بری همیشه تو با ناز و دلبری
امشب قلم هوای تو دارد برای شعر
آیا مرا به دیدن چشمت نمی بری؟
ای ماه در محاق سیاهیِ پشت ابر!
حاشا که چشم، غیرِ تو دارم به دیگری
آنقدر دل خوشم که تو یادت نمی رود
ما را به جمع محفل خود بیاوری
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 7:24 توسط علیرضا
|