بیش تر از آنچه تصور بشود ، بیشتری
با منی اما ، تو به من از خود من پیشتری
جانی و جانان منی ، یا من و در جان منی
لیک تو از آنچه که تفسیر کنم ، بیشتری
هیچ نمی خواهم ودرویشم و از خلق بری
باز ولی از منِ درویش تو درویش تری
عاقبت اندیشِ تنِ خویشم و این بار ولی
بیش تر از من به خودم عاقبت اندیش تری
با دل خود دوست و هم خویشِ دل خویشتنم
دوست ترت داشته دل ، اینکه زمن خویش تری
شهرهء آفاق منم با دل دلباخته ام
باز زمن واله و شیداتر و دلریش تری
فاصله ای نیست میان من و روی تو ولی
منتظرم تا که بیایی بزنی نیشتری
علیرضا مردانی
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۵ ساعت 0:0 توسط علیرضا
|