بدجور دلم خواسته یکریز بخندی
بدجور دلم خواسته یکریز بخندی
آهسته ولی وسوسه انگیز بخندی
من با دف و تنبور و غزل های پر از شور
تو با لب و آواز دلاویز بخندی
ای کاش برای دل من با لب قندت
لبخند ، ولو مصلحت آمیز بخندی
زیبایی و زیباتر از آن ، اینکه تو با عشق
خرداد و دی و آذر و پاییز بخندی
اصلا به من و سینه ء غمدیده مکن فکر
زیباست که با ناله ء من نیز بخندی
من ایرج طناز غزل گوی تو باشم
تو با من و یک مضحکه ای ریز بخندی
دل دوست ترت داشته با غنچه ء لبهات
هروقت لبم بوده گلاویز بخندی
مفعول و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل
یعنی که قشنگ است تو یکریز بخندی
*******
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 7:44 توسط علیرضا
|