بدجور دلم خواسته یکریز بخندی

آهسته ولی وسوسه انگیز بخندی

من با دف و تنبور و غزل های پر از شور

تو با لب و آواز دلاویز بخندی

ای کاش برای دل من با لب قندت

لبخند ، ولو مصلحت آمیز بخندی

زیبایی و زیباتر از آن ، اینکه تو با عشق

خرداد و دی و آذر و پاییز  بخندی

اصلا به من و سینه ء غمدیده مکن فکر

زیباست که با ناله ء من نیز بخندی

من ایرج طناز غزل گوی تو باشم

تو با من و یک مضحکه ای ریز بخندی

دل دوست ترت داشته با غنچه ء لبهات

هروقت لبم بوده گلاویز بخندی

مفعول  و مفاعیل و مفاعیل و مفاعیل

یعنی که قشنگ است تو یکریز بخندی

*******